کاک کامیل عزیز گفتم حالا که نظر داده ام کاملش کنم کار را آن کرد که تمام کرد، و فکر می کنم فارسی بنویسم بهتر است و امیدوارم کمی رک بودن و کمی هم به طنز نقد کردن هیچ عزیزی را نرنجاند چون من آنچه را که اینجا می گذرد از غزل نویسی و ترجمه و غیره گرفته .. را به نوعی تمرین می دانم وگفتن بعضی از نکات را از نگفتن و صرفنظر کردن فقط به آن دلیل که کسی رنجیده خاطر نشود را غیر مسولانه می دانم در ضمن ادعای درست بودن نظرات خود را هم به صورت صد در صد ندارم. صرفا یک نظر شحصی آنهم با صمیمیت هر چه تمام تر.
1- شعر کاک اسعد را می توانم بگویم که بکلی شعر دیگری است و ترجمه این شعر "په شیو" نیست. اما شعر "دیگر" زیبایی است ! 2 - در شعر آقای نیما نکته مثبتی که دیدم " مشتی خاک " زیبا بود اما معادل بهتربرای ان در فارسی که " یک وجب خاک" است و به شیعر په شیو نزدیکتر است چه ایرادی دارد که باید به "مشتی خاک" بسنده کرد ! 3 - ترجمه جنابعا لی را همانطور که پیشتر عنوان کردم از عزیزان دیگر بهتر دیدم اما ایراداتی داشت. الف - اصطلاح زیر پای تو " به شکل مفرد در فارسی مصطلح است و منظور هردوپا است و لزومی به جمع بستن پاها نیست ! اگر بگوییم " زیر پای توست " نباید نگران باشیم که آن یکی پا جا مانده است و مجبور به لی لی کردن هستیم ! ب- " گسترده است " هم زیادی است وبیشتر از شعر خود " په شیو " راه شاعری رفته است . به گمانم وقتی په شیو این را نوشته پشت سرش را هم نگاه نکرده و اگر ما بخواهیم در ترجمه شعر او شاعرتر از او باشیم، داریم پیچیدگی خود را بیشتر از سادگی او به نمایش می گذاریم. ج - " سر فرود اور " زیبا بود اما " سر فرود آر" با کمی تفاوت روانتر و برای خواننده تنبل شیرینتر وبرای کم حوصلگی خواننده کم وقت قرن 21 خوشایندتر و در عین حال از دید من شاعرانه تر ! چرا که نه؟ د- " ملت که ج که " ؟ = زیر پای خود بنگر؟ ... هر چند بنده از آن کوردهایی هستم که اول ترکی یاد گرفتم و بعد فارسی نوشتم و بعد از اینکه انگلیسی ام کامل شد یکسالی می شود می خواهم کوردی یاد بگیرم ! اما نمی دانم از کم دانشی من است یا واقعا این دو عبارت معادل هم نیستند و حتی در deep structure هم با هم متفاوتند به نظرم سرنوشت این دو جمله کاملا از هم جداست. یک ازدواج ناهمگون. ذ- چند دنبال خدا و آسمان کهکشان هستی = زیبا بود به این شرط شاعرانه = چند دنبال خدا و آسمان و کهکشانی ؟ و اما چرا به جای ستاره ا ی به این زیبایی کهکشانی به این بی رحمی که در شعر اوریجنال هم نیست ؟ ر - تا بدین سان بی وطن باشی = شکی نیست که این مفهوم درست است اما ما چرا وارد دنیای خصوصی شاعر بشویم ؟ وقتی خود شاعر می خواهد وطن را وجبی خاک بنامد و کورد بی سرزمین را کولی خانه به دوش ، چه لزومی دارد ما به جای ترجمه شعرش ، ذهنش را ترجمه کنیم ؟ این حرمت شکنی نیست؟ ز - بی ستاره ، بی خدا ، بی آسمان هستی زیبا ست و کم مانده حق مطلب را ادا کند که ............. نگاهی به "چند بدنبال خدا و آسمان و کهکشانی" را اگر پذیرفته باشیم باید این را هم بگوییم " بی ستاره ، بی خدا و بی آسمانی . در هر صورت زیبا بود و نمایانگر استعداد و توانایی و آشنایی شما به هر دو زبان.
ترجمه کاک ناصر
الف – در همان بدو ورود به شعر: خواننده چند بار باید دهانش را باز و بسته کند تا به جای " آسمانت " بگوید " آسمان ات " ضمن اینکه آسمان ات را تا به حال در هیچ نوشته فارسی ندیده ام . ب – " زیر قدمهای تو" در فارسی اصلا مصطلح نیست یا حداقل مصطلح تر از " زیر پای تو " نیست . " زیر پای تو در همه نوع گفتار و نوشتاری هست . مثلا وقتی می خواهیم سر مادر مسلمانی را کلاه بگذاریم می گوییم " بهشت زیر پای مادران است " وقتی می خواهیم در عاشقی نظیر نداشته باشیم می گوییم " عزیزم ،خاک زیر پاتم " وقتی بخواهیم دزدی بکنیم می گوییم " زیر پاتو بپا به چیزی نخوری سر و صدا کنی "! و وقتی در یک قهوه خانه سنتی نشسته ایم و یک تسبیح درازی را چند دور دست خودمون پیچیدیم و جرعه جرعه چایی 100 درجه را سر می کشیم برای چاپلوسی به کسی می گوییم " دادش زیر پاتو نیگا کن ما رو هم ببین " !
ج- چرا به جای سر "قامت" را خم کند ؟ اگر فقط سر را خم کند شاعرانه نیست ؟ "په شیو" که توقع کمتری از کولی داشته ! در فارسی هم برای نمایش بی پناهی و بی سرزمینی و ......دقیقا " سر خم کردن و گردن کج کردن داریم " قامت خم کردن بسیار هزینه بر است ! ذ- بقیه شعر هم " به جست جوی خدا و به جستن ستاره ها و آسمان ............................ تا سرزمینی نیست" بسیار طولانی شده است . یکی از خصوصیات شعر " په شیو" ساده گویی و اختصار است . په شیو با چند کلمه ساده و مختصر حق مطلب را به خواننده ادا می کند بزرگترین اندیشه ها را در کوچکترین واژه ها جای می دهد. اگر هدف این است که په شیو را به خواننده فارس بشناسانیم که با این شرح مفصل سرها گیج می رود ! ر- در چه آسمان ، چه ستاره ، چه خدایی ؟ ! بیشتر یک روح کوردی می بینم آنهم از نوع غر غرو یش مثل اینکه بگوییم : ئه ری ئه و ئاسمانوو ئه ستیره و خوا کوتنه ت له چییه ؟ ز- به گمانم تلاش کاک ناصر برای دادن یک چارچوب شعری وزن دار به این شعر باعث گردیده عنان محتوی شعر و زبان خاص شاعر از کفش خارج شود. البته حفظ قالب شعری در ترجمه بسیارمهم است اما مهمتر از احساس و هدف واندیشه شاعر در شعر نیست .
در هر صورت باز هم عذر مرا در بخرج دادن این جسارت بپذیرید.
خوشکی بووکیش وه قسههات ! به داخهوه له نهبوونی کارناسی باش هی وه کوو منو تو وه کار که تووین سه رکه وتوو بی
ئاگرین | 5 Feb 2010 - 08:18
وه نه وشه خانم ده ست کانت خوش بی به لام بوچوونه کانت له سه ر وه رگیران ته نیا کایه یه کی ماهیرانه به وشه کان . له چه ند جی دا نه ته نیا ئه رکی وه رگیرتان خراپ دیاری کردووه به لکو تووشی وه ش هاتوون که دووشتی دژ به یه ک له په نا یه کدابنین. بو نمونه له لایه کرا ده فه رموون که کاک ناسر له تاوی وه زن و ...ناوه روکی تووشی نه هاتی کردووه و له لایه کی تریشه وه مانا و ناوه روک له چوارچیوه یه ک دا ته لبه ند ده که ن که گویا وه رگیره که ی دیکه به زاندوویه تی و واوه تر رویشتووه له و شته ی که په شیو ویستوویه بیلی. خوشکی من سه باره ت به وه رگیران سرنجی ئێوه بو زور سه رچاوه ی باش له م پییه دا راده کیشم به لام له من ده پرسی کار بده نه ده ست کارناسی خوی.